تفنگدار سابق آمریکایی: ایران در حال شکست دادن امپراتوری اپستین است

«کین اوکیف»، تفنگدار سابق نیروی دریایی آمریکا معتقد است ترامپ در حال خدمت رسانی به امپراتوری اپستین است.

به گزارش سراج24؛ به نقل از تسنیم، پس از عملیات طوفان‌الاقصی رزمندگان مقاومت فلسطین در هفتم اکتبر 2023 و آغاز حمله همه‌جانبه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، موجی از بیداری در میان قاطبه افکار عمومی غرب شکل گرفت که تا پیش از آن کمتر سابقه داشت. تصاویر نسل‌کشی در غزه، کشتار غیرنظامیان، بمباران بیمارستان‌ها و مدارس، و سپس گسترش تجاوز به لبنان و تنش‌های مستقیم با ایران و سایر کشورهای محور مقاومت، بسیاری از شهروندان غربی را وادار کرد تا روایت رسمی رسانه‌های جریان اصلی را به چالش بکشند. در این میان، صدای مخالفان جنگ در آمریکا و اروپا رساتر شد؛ کسانی که نه‌تنها سیاست‌های واشنگتن و تل‌آویو را محکوم می‌کردند، بلکه ریشه‌های ساختاری حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا از رژیم صهیونیستی را زیر سؤال می‌بردند.

یکی از این صداها، «کین اوکیف، است؛ نظامی سابق واحد تفنگداران دریایی ارتش آمریکا که سال‌ها پیش از خدمت در ارتش کناره‌گیری کرد و به یکی از فعالان برجسته ضدجنگ تبدیل شد. اوکیف که در سال 2010 در کاروان آزادی برای شکستن محاصره غزه حضور داشت، از منتقدان سرسخت سیاست خارجی آمریکا و حامی مقاومت فلسطین و محور مقاومت به حساب می‌آید. او بارها به ایران سفر کرده و مشاهدات مستقیم خود از واقعیات حاکم بر کشورمان را در تقابل با تصویرسازی رسانه‌های غربی به نمایش گذاشته است.

در گفت‌وگوی پیش‌رو، اوکیف از لحظه تحول نگاه خود نسبت به جنگ‌های آمریکا سخن می‌گوید؛ تجربه‌ای که با سرپیچی از یک دستور غیرقانونی در دوران خدمت آغاز شد و او را به این نتیجه رساند که آمریکا «تروریست شماره یک قرن» است. او از بازدید تأثیرگذار خود از مزار کودکان شهید میناب روایت می‌کند؛ جایی که ساعت‌ها در برابر مزار پیکرهای تکه‌تکه کودکان مدرسه شجره به سوگ نشست. اوکیف حملات ایران را در دفاع از خود «بی‌نقص و عاری از جنایت جنگی» توصیف می‌کند و در مقابل، سیاست‌های آمریکا و اسرائیل را مصداق نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت می‌داند. او همچنین از آنچه «اشغال آمریکا توسط طبقه اپستین» می‌نامد سخن می‌گوید، دونالد ترامپ را تحت کنترل این شبکه می‌خواند و ایستادگی ایران در برابر تحریم‌ها و فشارها را «شگفت‌انگیز» ارزیابی می‌کند. به باور او، محور مقاومت نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه گام‌هایی جدی به سوی پایان «غده سرطانی» رژیم صهیونیستی برداشته است.

آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت مستقیم یک نظامی سابق آمریکایی است که پس از سال‌ها خدمت در ارتش، امروز خود را کنشگری برای جهانی بهتر می‌داند و از ایران، مقاومت و مردم این سرزمین با زبانی متفاوت از رسانه‌های غربی سخن می‌گوید.

نسخه ویدئویی و کامل مکتوب این گفت‌وگو در ادامه به مخاطبان تسنیم تقدیم می‌شود.

 

 

 

 

 

تسنیم: سلام و درود بر شما بینندگان‌ عزیز، خوش آمدید به این گفتگوی ویژه که در آن تلاش می‌کنیم نگاه و روایتی متفاوت از آنچه در رسانه‌های جریان اصلی غرب درباره غرب آسیا و منطقه مطرح می‌شود، ارائه دهیم. روایتی به دور از روایت‌های پیش ساخته بلکه مبتنی بر تجربه مستقیم و شهادت شخصی...

مهمان امروز ما «کِین اوکیف»، نظامی سابق در واحد تفنگداران دریایی ارتش تروریستی آمریکا (مارینز) و فعال سیاسی آمریکایی است که به جهت مخالفتش با جنگ‌های آمریکا در این کشور شهرت دارد و در سال 2010 در قالب «کاروان آزادی»، اعزامی به غزه حضور داشته است. علاوه بر این، او دیدگاه‌ها و تحلیل‌هایی درباره موضوعات مختلف منطقه ارائه می‌دهد. مهمان گرامی خوش آمدید...

کین اوکیف: سلام وقت بخیر، باعث خوشحالی من است که در این گفتگو حاضر هستم. متشکرم.

تسنیم: پس از گذشت همه این سال‌ها و با توجه به تجربه متفاوت شما در ارتش آمریکا مهم‌ترین لحظه یا رویدادی که نگاه شما را نسبت به جنگ و سیاست خارجی واشنگتن تغییر داد، چه بود؟

کین اوکیف: بله، متأسفانه من در آن دوران شخصاً شاهد مستقیم جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت نبودم؛ جنایاتی که امری روزمره‌ شده‌اند. هر تحلیل تاریخی جدی درباره جنگ‌هایی که زادگاه من در آن‌ها دست داشته و اساساً درباره خودِ جنگ سرانجام شما را به جنایاتی هولناک می‌رساند. در این باره حرف بسیار است؛ حتی جنبش حماس بیش از کشور زادگاه من به قوانین جنگ پایبند است، اما این بحث دیگری است. 

در دوران خدمتم در واحد تفنگداران دریایی، در کارم بسیار توانمند بودم و جایگاهی داشتم که از همه هم دوره‌هایم بالاتر بود؛ اما همین که از اجرای یک دستور غیرقانونی سرپیچی کردم، به‌سختی مجازات شدم. آن روزها این ماجرا برایم بسیار دردناک بود و کم‌ترین تعبیرش این است که زندگی‌ام را دچار آشفتگی شدیدی کرد؛ اما همین تجربه ذهنم را گشود و توانستم آن تلقین‌ها و شست‌وشوی مغزی‌ای را که وادارمان می‌کند فریاد بزنیم «هورا! آمریکا بزرگ‌ترین است، دوباره عظمت را به آمریکا بازگردانیم» از خود بزدایم؛ شعارهایی که بیش از آنکه نگاهی عینی و جدی به کارنامه ملت ما باشند، محصول ذهنی تلقین‌زده و شست‌وشو داده شده‌اند. 

من چیزهای فراوانی را در کشورم دوست دارم و از آن بیزار نیستم؛ اما از حجم جنایاتی که مرتکب شده‌ایم آگاهم و دهه‌هاست می‌گویم ما تروریست شماره یک قرن بیستم و بیست‌ویکم هستیم.اگر میزان بمباران‌ها، تهاجم‌ها و اشغالگری‌ها را بسنجیم، وحشتی که بر ملت‌ها تحمیل کرده‌ایم، انکارناپذیر است؛ و به‌راستی هیچ جایی برای افتخار به چنین کارنامه‌ای نمی‌ماند.

تسنیم: پس از همه آنچه تجربه کرده‌ و شاهد بوده‌اید، امروز خود را چگونه توصیف می‌کنید؟ یک نظامی سابق یا شاهد عینی بر واقعیت یک نظام جهانی که به‌طور بنیادین با تصویری که رسانه‌های جریان اصلی ارائه می‌کنند، متفاوت است؟

کین اوکیف: در این تردیدی نیست که بهترین فعالان ضدجنگ کسانی مثل من هستند که در ارتش خدمت کرده و همه‌چیز را از نزدیک شاهد بوده‌اند. سؤال جالبی است؛ من واقعاً چه هستم؟ آدمی خیلی خاصی هستم و در زندگی نقش‌های فراوانی بر عهده داشته‌ام. شغل‌های گوناگونی را تجربه کرده‌ام، درکی کلان از زندگی دارم و همواره در پی آموختنم. اما چگونه خودم را توصیف کنم؟

 از حیث عنوان شغلی، به‌زودی قصد دارم نخستین کتابم را بنویسم و آنگاه «نویسنده» هم خواهم بود؛ اما من در واقع تحلیل‌گر ژئوپلیتیک هستم، تاریخ‌پژوهم، فعال حقوق بشرم، مربی غواصی و ناخدای قایقم، تهیه‌کننده‌ام. چیزهای بسیار زیاد دیگری را هم تجربه کرده‌ام؛ اما در حقیقت، کنشگری هستم که برای جهانی بهتر تلاش می‌کند؛ جهانی که بتوانیم با وجدانی آسوده به فرزندانمان بسپاریم. نمی‌دانم عنوان رسمی چنین کسی چیست، اما این همان آرمانی است که پای آن ایستاده‌ام.

تسنیم: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ و آیا معتقدید که این جنگ براساس موازین حقوق بین‌الملل بود؟

کین اوکیف: این حقیقتی تلخ و گزنده است که درک و پذیرش آن برای بسیاری از آمریکایی‌ها تقریباً ناممکن است، هرچند شمار پذیرندگانش امروز دیگر رو به فزونی گذاشته است. کشور من دیگر ملتی دارای حاکمیت مستقل نیست و دیرزمانی است که چنین نیست. در داخل کشور من گروهی وجود دارد که از قدرتی خارق‌العاده برخوردار شده‌اند؛ نه فقط در آمریکا، بلکه در انگلستان هم همین طور است. به باور من، خاندان روچیلد از قرن هفدهم مالک انگلستان بوده‌اند... ناتان روچیلد جمله‌ای مشهور دارد: «اختیار عرضه پول یک ملت را به من بسپارید؛ دیگر برایم اهمیتی ندارد چه کسی قوانینش را می‌نویسد.» این واقعیتی ساده است: هرگاه بانکداران بانک مرکزی کشور خود را به چنگ آورند و رباخواری پیشه کنند، کشور شما به ورطه بدهی می‌افتد و مالیات‌های مردم صرف بازپرداخت همان بدهی می‌شود.

از همین مجرا، دولت یهودی اسرائیل عملاً کشور مرا به حامی و تأمین‌کننده مالی خود بدل کرده است. آمریکاییانِ سخت‌کوش مالیات می‌پردازند تا سلاح‌های کشتار جمعی تولید شود و بخش عمده آن در اختیار اسرائیل قرار گیرد تا نسل‌کشی کند. به باور من در اسرائیل خدمات درمانی همگانی برقرار است، بیکاری وجود ندارد و سطح زندگی بالاست؛ حال آنکه در آمریکا شهرهایی داریم با خیل عظیم بی‌خانمان‌ها، فقری دامن‌گستر و کودکانی گرسنه. اما اسرائیل در رفاه است، چون ما در آمریکا همه دارایی‌مان را به پای اسرائیل می‌ریزیم.

 با این‌همه، این واقعیت آمریکا را از مسئولیت این سیستم مبرا نمی‌کند؛ ما مسئول اعمال خویش هستیم و نمی‌توانیم انگشت اتهام را صرفا به‌سوی اسرائیل بگیریم. ما می‌توانستیم اسرائیل را از خود برانیم؛ درست همان‌گونه که شما،در جمهوری اسلامی، آنان را اخراج کردید. شما هرگز دولت یهودی اسرائیل و صهیونیست‌ها را به آغوش خود راه ندادید؛ اما ما دست به این کار زدیم. از این رو، ما اکنون در عمل «اسرائیلِ غربی» شده‌ایم؛ ما دیگر «آمریکایی» نیستیم، «آمریستینی» (ملغمه‌ای از آمریکا و اسرائیل) هستیم و در اشغال گروهی به‌سر می‌بریم که تنها دو درصد جمعیت ما را تشکیل می‌دهند اما کشور را اداره می‌کنند.

تسنیم: در مورد دختران و پسران میناب صحبت کنیم، شما به این مدرسه رفتید و همان‌طور که گفتید آن دیدار بسیار تأثیرگذار بود؛ درباره آن برای ما بیشتر صحبت کنید...

کین اوکیف: وقتی این بار به ایران بازگشتم، می‌دانستم نخستین جایی که می‌خواهم بروم میناب است.  به محض اینکه به آنجا رسیدم ... می‌دانید، من هیچ‌چیز را از پیش طراحی نمی‌کنم و تنها به ندای دلم گوش می‌سپارم، رفتم و بر سر مزار نخستین کودک ایستادم و به چشم‌هایش نگریستم؛ تصویر کودکان بر سنگ مزارشان نقش بسته بود. به چشمان یکایک کودکان نگاه می‌کردم و به شیوه خود، عشق و اندوهم را نثارشان می‌کردم. آنگاه به سنگ مزار می‌نگریستم و ژرفای ماجرا را درمی‌یافتم؛ گویی حس می‌کردم اگر پدر یا مادر آن کودک بودم و به تصویر فرزندم می‌نگریستم چه بر من می‌گذشت؛ و سپس به خاکی نگاه می‌کردم که فرزندم اکنون در آن آرمیده است. 

 

 

 

 

 

 از این هم فراتر از بسیاری از این کودکان جز تکه‌هایی به‌جا نمانده و پیکرهایشان سالم نیست. خود را به‌جای پدران و مادران آنها قرار دادم  و به‌درستی می‌دانم چه حالی می‌داشتم.  این کار را در برابر یکایک کودکان انجام دادم؛ از همین رو بازدیدم از مزار کودکان شهید میناب نزدیک به دو یا شاید سه ساعت به درازا کشید. برخی از آن تصاویر مثل دیواری آجرین بر من فرود می‌آمدند و من همچون کودکی می‌گریستم؛ از عظمت و سنگینی این فاجعه، چنان‌که گویی خود پدر آن کودک بودم و درد آن پدر و مادر را با تمام وجود حس می‌کردم. به‌راستی از زمان درگذشت مادرم -خدا رحمتش کند- اینگونه گریه نکرده بودم و اگر راستش را بخواهید، حتی بیش از آن موقع گریه کردم.

 در پایان آن روز، از فرط اشک دچار کم‌آبی شده بودم. اما احساس می‌کردم روا نیست که تنها در برابر ده تن از آن 150 پیکر - یا هر شماری که به‌درستی آنجاست - ادای احترام کنم و بروم؛ این رفتار نوعی بی‌حرمتی می‌بود. پس بلافاصله شروع کردم و در برابر نخستین کودک سر فرود آوردم، می‌دانستم که باید این کار را در برابر تک‌تک آنان به انجام برسانم.

 

تسنیم: اگر امروز نظامی ارتش آمریکا بودید، آیا در جنگ علیه ایران شرکت می‌کردید؟

کین اوکیف: نه، نه، نه. من دیگر آن جوان 19 ساله‌ای نیستم که - اگر بخواهم صادق باشم - جاهل و نادان بود. در آن سن‌وسال نمی‌دانستم که در حقیقت دارم به مزدوری برای بانکداران بدل می‌شوم؛ و ما به‌درستی همین هستیم. ببینید، بر این سیاره تنها یک گروه هست که از هر جهت از جنگ سود می‌برد، و آنان بانکداران‌اند. هیچ‌چیز برای هیچ قومی چنان مایه سرور نیست که جنگ برای بانکداران هست. پس وظیفه من این می‌شود که بروم، حمله کنم، هر آن کس را که سد راه غارت منابع شما است را بکشم، و سرزمینتان را اشغال کنم تا آنکه همگان را به تسلیم وادار کنیم. 

این همان چیزی است که درباره ایران در سر می‌پرورانند: اینکه ایران در برابر امپراتوری سر فرود آورد و حاکمیت خود را واگذار کند، تا مردمش بی‌نصیب بمانند و بازیگران بیگانه و متخاصمی چون آمریکا، اسرائیل یا بریتانیا بتوانند منابع شما را به یغما ببرند. همه ما می‌دانیم که مصدق دست به کارهایی زد که خوشایند امپراتوری نبود - مثل ملی‌کردن نفت - تا کشورهای غربی نتوانند آن را از شما بدزدند. اما در مقابل آنها شاه را بر سر کار آوردند و دست‌نشانده ما بر آن سرزمین حکم راند؛ و این الگو نه‌تنها در ایران، که در سراسر جهان تکرار شده است. این همان مدل آمریکایی است.

تسنیم: اکنون با شما درنگی بر پرونده اپستین خواهیم داشت؛ به نظر شما، چرا دونالد ترامپ این جنگ را آغاز کرد؟

کین اوکیف: من دهه‌هاست این را می‌گویم. می‌دانم سازوکار قدرت چگونه کار می‌کند - و بسیار خوب هم کار می‌کند - چون در جامعه ملحد غربی، تنها کسانی به‌راستی به مناصب عالی قدرت می‌رسند که شخصیتی ویژه داشته باشند- البته این امر در مورد باقی جهان نیز صادق است -تا بتوانند به مقام ریاست‌جمهوری، نخست‌وزیری، نمایندگی کنگره یا سنا برسند. مقصودم این است اگر من آن شخصِ در رأس هرم باشم، اگر سررشته همگان به دست من باشد و تمام قدرت و تمام ثروت از آنِ من، و تو بخواهی به باشگاه من بیایی، بخواهی به ثروتی افسانه‌ای برسی و میلیاردر شوی، هرگز اجازه ورودت را به آن باشگاه نمی‌دهم مگر آنکه چیزی از تو در مُشتم داشته باشم؛ چیزی که با آن بدانم کنترل به دست من است و مالک توام.

 حال، کسی چون من یا هر انسان متدینی، از تعرض به یک کودک ناتوان است؛ این کاری نیست که من یا انسانی متدین هرگز بدان دست بزند. اما اگر فرد روان‌پریش یا جامعه‌ستیز باشد - که دونالد ترامپ هر دوی اینهاست و البته بر این صفت‌ها، خودشیفتگی را نیز باید افزود - آنگاه «واجد شرایط» می‌شوی. فلذا آنها می‌گویند من میلیاردرم؛ می‌خواهی به باشگاه من بپیوندی؟ بسیار خوب، با من سوار هواپیمایم شو تا با هم به جزیره‌ای پرواز کنیم به نام جزیره اپستین. تو را با شماری دختر آشنا می‌کنم؛ نه زن - دختر، و حتی دخترانی نابالغ: سیزده‌ساله، دوازده‌ساله، یازده‌ساله، ده‌ساله، هشت‌ساله. 

اگر چنین اتفاقی برای یک انسان خداترس و متدین رخ می‌داد، شما فوراً اعتراض می‌کردید و می‌گفتید: «این دیگر چیست؟ چه کار دارید می‌کنید؟ این دختران چه کسانی هستند؟» اما یک فرد روان‌پریش از این وضعیت بسیار خرسند خواهد شد و به یک کودک تجاوز خواهد کرد. مسئله این است که یک نوار ویدئویی وجود دارد؛ درست مانند همین اتاقی که اکنون در آن حضور داریم و ضبط فیلم در جریان است... نوارهای ویدئویی وجود دارند که برقراری رابطه جنسی یا تجاوز دونالد ترامپ به یک کودک را ثبت و ضبط کرده‌اند. اگر من چنین مدارکی برای حق‌السکوت علیه شما در اختیار داشته باشم، شما هرگز علیه من که رئیستان هستم سخن نخواهید گفت.

 بنابراین، می‌توانم بگویم دونالد ترامپ برای «طبقه اپستین» کار می‌کند. کشور من به یغما رفته و ربوده شده است، و من از اینکه برادران آمریکایی‌ام آنچه را که باید انجام شود انجام نمی‌دهند، خسته و اندوهگین شده‌ام؛ کشور ما توسط یک خائن پدوفیل اداره می‌شود.

 

 

تسنیم: مقاومت ایران را در این جنگ و در دفاع از خود چگونه ارزیابی می‌کنید؟

کین اوکیف: به عنوان فردی که خود سابقه نظامی دارد و در این زمینه‌ها پژوهش و مشاوره انجام می‌دهد و اوضاع را رصد می‌کند، می‌توانم بگویم که حملات استراتژیک ایران بی‌نقص و بی‌عیب‌ونقص بوده است. من هیچ حمله‌ای که توسط ایران انجام شده باشد و بتوان آن را جنایت جنگی تلقی کرد، را رصد نکرده‌ام؛ اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، من از آن بی‌خبرم. این در حالی است که کشور من (آمریکا) به طور معمول مکان‌هایی مانند میناب را هدف قرار می‌دهد، و این کار را نه صرفاً به عنوان یک هدف عادی، بلکه با نیت عامدانه کشتن غیرنظامیان انجام می‌دهد.

 

 

 

 

 ایران تا جایی که من دیده‌ام، کار تحسین‌برانگیزی در پرهیز از تلفات غیرنظامی انجام داده است. می‌دانم که این پیشینه به کارنامه ایران در گذشته نیز بازمی‌گردد؛ زمانی که کشور شما تصمیم گرفت در زمان جنگ 8 ساله تحمیلی با نظام صدام حسین ، بصره و بغداد را با تسلیحاتی که می‌توانست به ناچار تعداد زیادی از غیرنظامیان را به کام مرگ بکشاند، هدف قرار ندهد. ایران شریف‌تر از آن بود که دست به چنین کاری بزند؛ در آن زمان این کار را نکرد و اکنون نیز انجام نمی‌دهد. منظورم این است که خدا ایران را به خاطر این رویکردش حفظ کند؛ اگر قرار است جنگی صورت گیرد، روش درست آن هم همین است: بمب روی مدارس نریزید یا موشک شلیک نکنید. من خواهان آن هستم که عاملان این‌گونه اقدامات به دار مجازات آویخته شوند.

تسنیم: پس از سفرتان به ایران، آیا تصویری که رسانه‌های غربی ترسیم کرده بودند با واقعیت مطابقت داشت؟ یا میان روایت غربی و واقعیتی که شما در ایران تجربه کردید، تفاوت چشمگیری وجود داشت؟

کین اوکیف: اگر حس شوخ‌طبعی خود را در این دنیا از دست بدهید، اوضاع واقعاً خراب خواهد شد؛ فقط باید خندید. می‌دانم تبلیغاتی که ارائه می‌شود هیچ شباهتی به حقیقت ایران ندارد؛ بلکه کاملاً برعکس است. بنابراین، در این سفر هیچ چیز برای من غافلگیرکننده نبود؛ من پیش از این هم چنین چیزهایی را دیده بودم. موضوع اصلی، بحث روسری‌ها (حجاب) است. اینکه می‌گویند زنان اگر روسری سر نکنند، می‌ترسند که پلیس آن‌ها را بازداشت کند، کتک بزند و کشته شوند؛ این تصویری است که در غرب ترسیم کرده‌اند.

 من می‌دانم که این شبیه یک جوک است. البته که سوءاستفاده از قدرت همه جای دنیا وجود دارد؛ من برای چنین مواردی توجیه نمی‌آورم؛ اما اگر بخواهیم چیزها را عادلانه بسنجیم، سوءاستفاده از قدرت در سرزمین مادری من یا در کل غرب، باعث می‌شود که ایران در مقایسه با آن‌ها، بافضیلت‌ترین کشور جهان به نظر برسد. بسیاری از مردم در این کشور، یا حداقل تعداد قابل‌توجهی از آن‌ها، شدیداً مشتاق سبک زندگی غربی هستند و من این را درک می‌کنم؛ واقعاً می‌فهمم. اما به عنوان کسی که از آنجا آمده است، به راحتی می‌توانم یک سخنرانی طولانی درباره پیامدهای یک جامعه غربی مادی‌گرای الحادی ارائه دهم؛ و این پیامدها اصلاً خوب نیستند.

تسنیم: با توجه به تجربه شخصی و مشاهدات روزمره‌تان، سطح آزادی و ثبات در ایران فارغ از گفتمان‌های سیاسی و رسانه‌ای را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

کین اوکیف: از آنجا که ما در ایران یک جنگ واقعی و فعال را تجربه کرده‌ایم، شما انتظار دارید که آزادی‌ها محدود شوند، آن هم به دلایل موجه؛ شما اخیراً با حمله مستقیم به حاکمیت خود و تلاشی برای تغییر حکومت مواجه بوده‌اید، که این بدان معناست که تعداد قابل‌توجهی از عوامل یک نهاد متخاصم خارجی، به طور مشخص «موساد»، در اینجا حضور داشته‌اند. همین حالا هم موساد ممکن است هنوز در ایران حضور داشته باشد.

دشمن از اینترنت برای تسهیل کارهای بسیار مخرب و خشونت‌آمیز در این کشور استفاده کرده است. بنابراین، این انتظار که ایران مهد آزادی مطلق باشد، به گونه‌ای که بتوان در آن هر کاری انجام داد و به هر چیزی دسترسی داشت، بی‌جاست.شما در اینجا آنچه را که ما در غرب داریم، ندارید؛ یعنی آزادی دسترسی به سایت‌های غیراخلاقی یا مجموعه‌ای از دیگر چیزهای الحادآمیز، فاسد و غیراخلاقی.

 بنابراین، من فکر می‌کنم واژه «آزادی» چیزی است که مردم باید درباره آن تامل کنند. شیطان آزادی را به شما خواهد فروخت؛ شیطان به شما خواهد گفت که خدا یک خدای سرکوبگر است که این همه قانون دارد و مانع از آزادی واقعی شما و تبدیل شدنتان به آنچه واقعاً هستید می‌شود. این دقیقاً استدلال شیطان است؛ به معنای واقعی کلمه استدلال اوست. فکر می‌کنم ما باید در مورد واژه «آزادی» محتاط باشیم و بحث‌های جدی‌تری درباره اینکه یک جامعه سالم، پایدار، بافضیلت و شریف چگونه باید باشد، داشته باشیم. در یک جامعه شریف، شما نباید آزادی تغییر جنسیت، یا برقراری رابطه جنسی با حیوانات را داشته باشید؛ اگر قرار باشد به سمت آزادی مطلق برویم، کار به اینجا می‌کشد. پس باید مراقب این واژه «آزادی» باشیم.

 

تسنیم: مواضع ایران و مقاومت سیاسی آن در برابر فشارها و تحریم‌ها را امروز چگونه توصیف می‌کنید؟ به ویژه در مقایسه با تصویری که رسانه‌های غربی نیز ترویج می‌کنند...

کین اوکیف: ما در غرب درک نمی‌کنیم چه می‌شد اگر کشور دیگری این قدرت را داشت که ما را تحت آنچنان تحریم‌هایی قرار دهد که ایران وعراق آنها را تحمل کرده‌اند. باید اشاره کنم که پس از جنگ اول خلیج فارس که من در آن حضور داشتم، تحریم‌های زیادی علیه عراق اعمال شد. گفته می‌شود و تایید هم شده است که بیش از 500 هزار کودک در نتیجه مستقیم تحریم‌ها ضد عراق جان باختند. 

ما یک وزیر امور خارجه یهودی به نام مادلین آلبرایت داشتیم، او وزیر امور خارجه بود. وی در پاسخی معروف به سوالی درباره تحریم‌هایی که منجر به مرگ پانصد هزار کودک شده بود، وقتی خبرنگار از او پرسید: «شنیده‌ایم که پانصد هزار کودک در نتیجه تحریم‌ها جان باخته‌اند، آیا این هزینه، ارزشش را داشت؟» مادلین آلبرایت گفت: «خب، این تصمیم سختی است، اما ما فکر می‌کنیم، در مجموع، این هزینه ارزشش را داشت.» بنابراین، کشتن پانصد هزار کودک از طریق تحریم‌های اقتصادی و محاصره، برای مادلین آلبرایتِ یهودی ارزشش را داشت. 

 

 

 

 

مردم در غرب تاب‌آوری فوق‌العاده و واقعی مردم ایران را درک نمی‌کنند؛ اینکه با وجود چنین تحریم‌هایی، شما موفق شده‌اید یک نیروی دفاعی واقعاً تحسین‌برانگیز که در کمترین حالت می‌توان گفت بی‌نظیر است و ظرفیت تولید، استقلال غذایی و بسیاری چیزهای دیگر را بسازید که آمریکا با وجود دسترسی به همه‌چیز، آن‌ها را ندارد. بنابراین، تحریم‌های اقتصادی بسیار وحشیانه‌تر از آن چیزی است که مردم در غرب درک می‌کنند و این یک جنایت بزرگ است. با توجه به این موضوع، من فکر می‌کنم کاری که ایران انجام داده است، به ویژه ایستادگی مقابل امپراتوری اپستین، واقعاً شگفت‌انگیز است. من فکر می‌کنم تاریخ توجه زیادی به سیاست‌های ایران خواهد داشت؛ اینکه چگونه نه تنها بقای خود را حفظ کرد، بلکه به نقطه‌ای رسید که امپراتوری اپستین را شکست داد. چه گروه دیگری این کار را تحت تحریم‌ها کرده است؟ این بسیار شگفت‌انگیز است.

 

تسنیم: به دور از برداشت‌های کلیشه، مردم ایران را بر اساس تجربه مستقیم و هم‌زیستی با آن‌ها چگونه توصیف می‌کنید؟

کین اوکیف: درباره فلسطینی‌ها، ما به ویژه در غرب مطالب زیادی می‌شنویم. وضعیت برای فلسطینی‌ها کمی بهتر شده است؛ اما اگر به 10، 15 یا 20 سال قبل برگردیم، فلسطینی‌ها تروریست قلمداد می‌شدند؛ به ما بارها و بارها گفته می‌شد که آن‌ها می‌خواهند همه یهودیان را بکشند. نگاه سطحی مشابه همین قرائت دقیقاً درباره ایران هم گفته می‌شود.

 من 23 سال پیش که برای نخستین بار به فلسطین رفتم، این ادعا را باور نکردم، و 15 سال پیش هم که برای اولین بار به ایران آمدم، آن را نپذیرفتم. مردم ایران، مانند مردم فلسطین، به شدت مهربان، بخشنده و گشاده‌رو هستند. همه آن‌ها به من می‌گویند: «ما از آمریکایی‌ها متنفر نیستیم.» تک‌تک ایرانی‌ها می‌گویند ما از آمریکایی‌ها متنفر نیستیم و معنای شعار «مرگ بر آمریکا» را توضیح می‌دهند. من پیشنهاد می‌کنم بگوییم مرگ بر اپستین‌ها یا مرگ بر طبقه اپستین، اما هر چه که هست، این ایده من است.

 می‌دانم که مردم در غرب این شعار را به عنوان «Death to America» می‌شنوند و در زبان انگلیسیِ ساده، این عبارت تفاوتی قائل نمی‌شود؛ گویی این معنا منتقل می‌شود که شما می‌خواهید همه ما بمیریم. اما حقیقت چیز دیگری است: همان‌طور که شما نیز می‌دانید یک ایرانی می‌گوید: «ما عاشق آمریکا هستیم، ما از شما متنفر نیستیم، این دولت شماست که با آن دشمنی داریم.» نکته جالب اینجاست که آمریکا و ایران دشمن مشترکی دارند؛ این انگل خبیث و سرطانی (اسرائیل)، همان دشمن است. با این تفاوت که ما این دشمن را به بستر خود راه دادیم و شما آن را طرد کردید.

تسنیم: به مردم ایران چه می‌گویید؟

کین اوکیف: خدا شما را حفظ کند؛ در مواجهه با این جنایات هولناک، از جمله ملاقات با والدین قربانیان میناب گفتم؛ شما حق دارید که کینه‌توز، تلخ‌کام، خشمگین و سردرگم باشید یا از دست من به عنوان یک تفنگدار سابق دریایی عصبانی شوید، فقط به این دلیل که من از کشوری می‌آیم که فرزند شما را قطعه‌قطعه کرده و به قتل رسانده است. اما حتی والدینی که چنین حق مسلمی برای خشمگین بودن و حتی ابراز نفرت نسبت به من دارند، با من چیزی جز مهربانی نداشته‌اند و من با آمدن دوباره به اینجا، به انسان بهتری تبدیل شده‌ام.

 

 

 

 

 وقتی جنگ تحمیلی اخیر آغاز شد، می‌دانستم که باید به اینجا بیایم؛ چون من هم از این اتفاق منزجر و خشمگین هستم. می‌خواهم مقامات دولتی ما پاسخگو باشند و تاوان پس بدهند. من صدای آن دسته از مردم غرب هستم که آن‌ها نیز وحشت‌زده، خشمگین و به شدت دل‌شکسته هستند؛ من از زبان آن‌ها سخن می‌گویم تا بگویم ما عمیقاً متاسفیم، عمیقاً برای این موضوع متاسفیم و نمی‌خواهیم هیچ‌یک از این اتفاقات هرگز دوباره تکرار شود، و دعا می‌کنم که تکرار نشود.

تسنیم: در امتداد جبهه‌ها از غزه تا لبنان تا ایران، تلاش‌های واشنگتن و تل‌آویو برای بازترسیم نقشه منطقه و تلاش برای تضعیف محور مقاومت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

کین اوکیف: شما در حال شکست دادن آمریکا هستید و گام‌هایی به سوی پایان اجتناب‌ناپذیر این هیولا که به عنوان دولت یهودی اسرائیل شناخته می‌شود، برمی‌دارید؛ این غده سرطانی باید از میان برداشته شود؛ درست همان‌طور که یک غده سرطانی باید از بدن خارج گردد. این سیاره تا زمانی که آن هیولا وجود دارد، هرگز طعم صلح عادلانه را نخواهد چشید.

رژیم صهیونیستی بر پایه نسل‌کشی، تجاوز و شکنجه بنا شده است و به عنوان یک جانیِ روان‌پریش، انتحاری و زهرآگین باقی خواهد ماند؛ کسی که به معنای واقعی کلمه توسط بخشی از جمعیت جهان در این جا اسکان داده شده که شما، من و هر کسی در اینجا را که یهودی به دنیا نیامده، برده قلمداد می‌کند. آن‌ها معتقدند حق دارند به ما تجاوز کنند، ما را بکشند و به بردگی بکشند؛ این همان چیزی است که کتب مقدس آن‌ها می‌گوید. هیچ شانس ناچیزی وجود ندارد که ما دنیای بهتری داشته باشیم.

تا زمانی که این غده سرطانی وجود دارد. چگونه می‌توانم عشق خود را به مقاومت ابراز کنم؟ تنها کسانی که مستقیماً در برابر این هیولا ایستاده‌اند؛  بیش از همه خانواده من، برادرانم، رزمندگان حماس و جهاد اسلامی و مقاومت فلسطین.  می‌دانم که تقریباً تمام دنیا، از جمله کشورهای به اصطلاح عرب و مسلمان، به آن‌ها پشت کرده‌اند، اما معدود کشورهایی همچون ایرانی که در کنار آن‌ها ایستاده‌؛ وجود دارند و این دلیل دیگری است که من ایران را دوست دارم.

تسنیم: بر اساس صحبت‌های شما، آیا محور مقاومت را امروز ضعیف‌تر می‌بینید یا همچنان آن را قوی، منسجم و قادر به تحمیل معادله خود می‌دانید؟

کین اوکیف: تمام کاری که اسرائیلی‌ها می‌توانند انجام دهند این است که سلاح‌های خود را علیه جمعیت بی‌دفاع، به ویژه در غزه شلیک کنند و این کار را فقط به این دلیل انجام می‌دهند که آمریکای بزرگ، در حال تامین مالی یک خط تولید منظم تسلیحات برای آن‌هاست. آنها از این قابلیت برخودارند که سلاح خود را علیه مردم بی دفاع غزه به کار گیرند. آنچه آن‌ها در آن مهارت دارند کشتن غیرنظامیان است، هیچ کس به گرد پای آنها هم نمی رسد، در این کار مهارت دارند اما از نظر نبرد واقعی روی زمین و جنگ تن‌به‌تن—شبیه به آنچه من تجربه کرده‌ام—آن‌ها بزدل هستند، بزدل‌های مطلق. آن‌ها در غزه شکست خوردند. بنابراین مجبور شدند همه مردم را بکشند و همه خانه‌ها را ویران کنند. تعداد نیروهای حماس از آغاز این نسل‌کشی بی‌رحمانه در 7 اکتبر کاهش نیافته، بلکه افزایش یافته است و وقتی نوبت به حزب‌الله می‌رسد، آن‌ها متوقف نشده‌اند. انصارالله -که خدا حفظشان کند- یک نیروی بسیار مهم در یمن هستند که همان‌طور که در قرآن آمده است در حال جنگند و در نهایت ایران. اما من دعا می‌کنم که ایران کار را تمام کند و سپس تمام نیروهای مقاومت به صورت یک نیروی واحد متحد شوند؛ اگر من بتوانم بخشی از آن نیروی رزمنده باشم و یک مسلسل داشته باشم، با افتخار این کار را خواهم کرد.

تسنیم: از نظر شخص شما، رابطه میان ملت ایران و مقام معظم رهبری، سید مجتبی خامنه‌ای، را چگونه توصیف می‌کنید؟

کین اوکیف: من کاملاً صریح می‌گویم؛ من مرد بسیار صادق، شفاف و واقع‌گرایی هستم. آیا کل کشور کاملاً متحد است و همه دقیقاً در یک مسیر قرار دارند؟ نه، البته که نه. اما اتحاد این ملت در شرایط فعلی به گونه‌ای است که اگر آمریکا می‌توانست چنین اتحادی داشته باشد، به آن افتخار می‌کرد. حتی در شرایط جنگی که معمولاً جنگ‌ها-هر چقدر هم احمقانه باشند-ملت را متحد می‌کنند، نیروهایی که از ارتش حمایت می‌کنند و روایت‌ها را ترویج می‌دهند، مردم را گرد هم می‌آورند. اما در آمریکا روند معکوسی رخ داده است؛ مردم بیشتر تقسیم و پراکنده شده‌اند؛ چون ترامپ با وعده پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان مبارزات انتخاباتی خود را پیش برد، بنابراین او آشکارا دروغ گفت و کشور اکنون حتی بیشتر از قبل متفرق شده است. در حالی که ایران در هر جایی که من در سراسر این کشور سفر کرده‌ام، این اتحاد را به من نشان می‌دهد.

به هر جا که می‌روم، مردم ایران در خیابان‌ها هستند؛ پیر و جوان، همه عملاً در خیابان‌ها حضور دارند. من هرگز چنین چیزی را در سرزمین مادری خود ندیده‌ام؛ هیچ چیز حتی شبیه به آن در هیچ کجای غرب وجود ندارد. بنابراین، چگونه می‌توانم این حقیقت را نادیده بگیرم که این کشور حتی بیش از زمان قبل از شروع این جنگ متحد شده است؟ و پیش از آنکه رهبر معظم - که خدا رحمتش کند - به شهادت برسد.

تسنیم: لبنان، مقاومت، سید حسن نصرالله و مردم مقاومت را چگونه توصیف می‌کنید و به آن‌ها چه می‌گویید؟

کین اوکیف: ما ایرلندی‌ها بسیار شوخ‌طبع هستیم و می‌دانیم چگونه اوقات خوشی داشته باشیم، اما در عین حال همیشه برای مبارزه و دعوا آماده‌ایم؛  ما همیشه برای این موضوع آماده‌ایم. بنابراین، من هم از قلدرها خوشم نمی‌آید؛ من هرگز قلدرها را دوست نداشته‌ام، همیشه از آن‌ها متنفر بوده‌ام و این را وظیفه خود دانسته‌ام که اگر قلدری به بچه‌ای ضعیف‌تر زور می‌گوید، بروم و جلوی آن قلدر بایستم و بگویم: «هی، بس کن! اگر می‌خواهی به کسی پیله کنی، به من پیله کن.» و این افتخار بزرگی است که مشتی به صورت آن قلدر بکوبم و او را در حالی که بینی‌اش خون‌آلود است تحقیر کنم تا دیگر دست به چنین کاری نزند.

بنابراین، مقاومت مانند آن کودکی است که می‌خواستند به او زور بگویند؛ آن‌ها منابعی را که اسرائیل دارد- مانند گنبد آهنین و همه این موشک ها و جنگنده و ماهواره و این همه تسلیحات ارسالی از آمریکا-در اختیار ندارند. بنابراین، اسرائیل مانند یک قلدر است؛ اما با وجود اینکه رزمندگان مقاومت نماینده افراد کمتر و ضعیف‌تر هستند و حتی ارتش، نیروی دریایی، نیروی هوایی یا تفنگداران دریایی ندارند-هیچ چیز ندارند- مقاومت مانند همان کودکی است که مورد زورگویی قرار گرفته اما جنگیدن را یاد گرفته است و اکنون دارد با جالوت بزرگ به صورت معکوس می‌جنگد؛ این کودک کوچک آن‌قدر مهارت دارد که به صورت جالوت مشت می‌کوبد و قلدر را تحقیر و رام می‌کند.

 بنابراین، من باز هم می‌گویم که عاشق این رویکرد هستم. این‌ها افرادی هستند که من در زندگی‌ام آن‌ها را تحسین کرده‌ام. من هرگز سعی نکرده‌ام از کسی تقلید کنم، اما از آن‌ها الگوبرداری می‌کنم، من یک جنگجو هستم. از نظر مردانگی، در ذهن من هیچ چیز تحسین‌برانگیزتر از یک رزمنده وجود ندارد؛ مانند یحیی سنوار که خدا او را رحمت کند، یک رزمنده است، این یک مرد و الگوی واقعی برای شماست. در مورد حزب الله هم همین امر صادق است

تسنیم: آیا دوست دارید به لبنان بروید؟

کین اوکیف: معلوم است که دوست دارم به آنجا بروم، مطمئنم که اسرائیل با یک موشک از من استقبال خواهد کرد... مطمئن هستم که آنها دست به چنین کاری می زنند، اما حتی این مسئله هم نمی تواند مانعی بر سر راه من برای انجام این کار باشد. خیلی دوست دارم به لبنان بروم. افراد زیادی هستند که دوست داشتم آن‌ها را ملاقات کنم؛ مانند سید حسن نصرالله [خدا او را رحمت کند]، او هم مرد خوش سیمایی بود. اما رزمندگان دیگری هم در کنار نیروهای عملیاتی در آنجا حضور دارند.

من مجاهدان زیادی را در میدان نبرد ملاقات کرده‌ام، بسیاری از رزمندگان حماس و جهاد اسلامی را ملاقات کرده‌ام من به این افراد احترام می‌گذارم؛ من خودم زمانی در زمره همین افراد بودم. فکر می‌کنم رزمندگان به نوعی قوی‌ترین و بهترینِ مردان در کل جهان هستند.

تسنیم: غزه را امروز، پس از این محاصره طولانی و این جنگ مستمر که با آن روبه‌رو بوده است، چگونه می‌بینید؟

کین اوکیف: باید بگویم شرم بر ما که شاهد یک نسل‌کشی در زمان واقعی (زنده) هستیم؛ سازمان مللی که اسرائیل را ایجاد کرد، فقط حرف، حرف، حرف و حرف می‌زند و تماشا می‌کند که کودکان ذبح می‌شوند، تمام بیمارستان‌ها بمباران می‌شوند، تمام دانشگاه‌ها و مدارس بمباران می‌شوند و همه روزنامه‌نگاران کشته می‌شوند. ما اینجا نشسته‌ایم و این‌ها را تماشا کرده‌ایم؛ و آیا در این دنیا به اندازه کافی برای کمک به مردم فلسطین، به ویژه غزه، تلاش کرده‌ایم؟ پاسخ این است: به هیچ وجه! شرم بر ما؛ شرم بر ما که اجازه دادیم چنین اتفاقی بیفتد.

البته در این بین ایران حداقل می‌تواند بگوید که پشتیبانی مادی، تلاش‌ها و کمک‌ها و حمایت‌های واقعی را نسبت به مردم غزه ارائه کرده است؛ اما حتی درباره ایران هم می‌گویم که به طور بالقوه می‌توانست کارهای بیشتری انجام دهد، و قطعاً بقیه جهان؛ ننگ مطلق بر همه به جز مقاومت. شما حداقل تلاش خود را انجام دادید و جان‌های خود را فدا کردید، آن هم نه تنها در دفاع از خود، بلکه در دفاع از فلسطین. بنابراین، این دلیل دیگری است که من چنین عشقی به مقاومت دارم که با شکوه زندگی خود را فدا می‌کنند.

تسنیم: اگر از شما بخواهیم ایران را در یک جمله توصیف کنید، چه می‌گویید؟

کین اوکیف: وقتی حقیقت برملا شود، شاهد خواهید بود که چطور با شکوه تمام زندگی‌هایتان را نابود می‌کند. 

تسنیم:  ملت ایران را هم در یک جمله توصیف کنید...

کین اوکیف: برخلاف آن چیزی که فکر می‌کنی؛ کسانی هستند که هر چه دارند را به دیگران می‌بخشند، تمدنی با قدمت چندین هزاره، مردمی شگفت‌انگیز.

تسنیم: مفهوم مقاومت را در لبنان، غزه، ایران، عراق و یمن در یک جمله چگونه توصیف می‌کنید؟

کین اوکیف: اگر در مقابل ستم مقاومت نکنید، انسان نخواهید بود، بلکه به بخشی از آن ستمگر مبدل می‌شوید. شما را دشمن معرفی می‌کنند. هیچ فضیلتی بالاتر از مرگ در نبرد علیه این حلقه استبدادی نیست. 

تسنیم: پس از همه این تجارب و مشاهدات میان ارتش آمریکا، خاورمیانه یا غرب آسیا و همچنین رسانه‌ها، به نظر شما چه حقیقتی وجود دارد که جهان غرب به‌ویژه درباره میناب هنوز از پذیرش آن امتناع می‌کند؟

کین اوکیف: می‌گویند «انکار» فقط نام یک رودخانه در مصر (نیل) نیست. مردم (آمریکا) اسیر انکار هستند؛ چون اگر آنچه را که چشمانشان به آن‌ها نشان می‌دهد بپذیرند، باید متوجه شوند که کشورشان در هیچ زمینه‌ای که مایلید در آن بزرگ باشید، بزرگ نیست. شما در کشتار جمعی، بزرگ‌ترین هستید، در ریاکاری بزرگ‌ترین هستید، بزرگ‌ترین شکارچی جنسی و کشور برده‌دار در جهان هستید؛ شما در هیچ چیز باارزشی، بزرگ نیستید. اما پذیرش اینکه آن‌ها نه تنها درباره مسیر امروز کشورشان، بلکه درباره تاریخ کشورشان کاملاً اشتباه می‌کرده‌اند، نیازمند انسان‌های بزرگ‌تری است. 

تنها مردان و زنان ضعیف به دروغ متوسل می‌شوند؛ چون بسیار بزدل‌تر از آن هستند که با حقیقت روبرو شوند. انسان‌های قدرتمند با حقیقت روبرو می‌شوند؛ و در جایی که باید به اشتباهاتشان اعتراف کنند، این کار را می‌کنند. اما افراد ضعیف وانمود می‌کنند که حقیقت را به چشم خود ندیده‌اند و دوباره به دروغ متوسل می‌شوند. متاسفانه این گزاره توصیف‌کننده تعداد بسیار زیادی از برادران و خواهران آمریکایی من است. اما خوشبختانه، تعداد روزافزونی از مردم وجود دارند که راه درست و اخلاق را در پیش گرفته‌اند، حقیقت را می‌بینند و آنچه را که باید انجام شود، انجام می‌دهند. بنابراین، من از جهل انتخابی کشورم شرمسارم، اما افراد خوب زیادی در آنجا حضور دارند.

تسنیم: پیام شما خطاب به مردمی که از مقاومت و محور مقاومت حمایت می‌کنند، چیست؟

کین اوکیف: می‌دانم که شما به خاطر صحبت کردن به نفع مقاومت با بازداشت، حملات و انواع مسائل مواجه می‌شوید. خود من در انگلستان، در ایستگاه پلیس هامر اسمیت، به دلیل حمایت از یک سازمان ممنوعه - مقصودم وقتی است علناً حمایت خود را از حماس اعلام کردم- بازداشت و بازجویی شدم و با زندان رفتن هزینه‌اش را هم متحمل شدم. می‌دانم که بهای این کار احتمالاً زندان و از دست دادن شغل است؛ برای داشتن شجاعت گفتن این حرف‌ها، فداکاری واقعی لازم است. اما من مردم غرب را تشویق می‌کنم که روش‌هایی را در پیش بگیرند که بتواند حقیقت را درباره اینکه مقاومت واقعاً چیست آشکار کند؛ چون مقاومت در واقع در کنار بشریت و خدا ایستاده است.

 فلذا، مسیحیان باید اعتراف کنند که این مردم در تلاش هستند تا از حاکمیت خود، آینده فرزندانشان و جلوگیری از یک نسل‌کشی محافظت کنند؛ چگونه ممکن است کسانی را که دست به چنین کاری می‌زنند، تروریست بنامید؟ اما شما باید شجاعت و صداقت داشته باشید تا اعتراف کنید که دقیقاً اشتباه می‌کرده‌اید و در نقطه مقابل حقیقت ایستاده بوده‌اید. من مردم را تشویق می‌کنم که با این چالش و تمام فداکاری‌ها و خطراتی که متحمل می‌شوید روبرو شوند؛ مبارزه را رها نکنید؛ به سادگی نپذیرید که «من نمی‌توانم کاری انجام دهم». راه‌های خلاقانه‌ای برای نشان دادن حقیقت پیدا کنید. این جمله معروف وجود دارد که می‌گوید: «تروریستِ در نزد یک نفر، رزمنده آزادیِ‌بخش برای فرد دیگری است.»  این‌ها رزمندگان آزادی هستند... مقاومت، تروریست نیست. بنابراین می‌توانید از این نقل‌قول استفاده کنید که «تتروریستِ در نزد یک نفر، رزمنده آزادیِ‌بخش برای فرد دیگری است» و تصویری از حزب‌الله یا حماس را در کنار آن قرار دهید؛ این یک شکل فعال از مقاومت با کمترین میزان خطر است.

تسنیم: مهمان عزیز، برای این دیدار از شما سپاسگزاریم

کین اوکیف: سپاسگزارم خواهر.

تسنیم: و از شما بینندگان نیز سپاسگزاریم، خدانگهدار شما.

اخبار مرتبط

فنسرهای ایرانی که قلب شبکه عملیاتی آمریکا را شکافتند

قالیباف: شرط ایران قوی، وحدت حول محور ولایت است/ باید پیروزی خود در جنگ را تثبیت کنیم

برنامه های گسترده ایران برای پاسخ به دیوانگی آمریکا